واژه ای است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام .
که چه سخت است انتظار .
هرصبح طلوعی ديگر است بر انتظار فرداهای من !
خواهم ماند تنها در انتظار تو
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ساعت 4:19 PM توسط یه قلب خونی
|
پایان حکایتم شنیدنیست!!!
من عاشق او بودمو او عاشق او!
و اینکه من مثه بقیه مطالبمو قفل نمیکنم به نظر من ادمی که شعور و شخصیت داشته باشه کپی نمیکنه احیانا اگه به چیزی نیاز داشتین از مطالب, به خودم بگید من منبعشو میدم بهتون.
اگه اومدی که تبلیغ وب بکنی و اینا نظرت تائید نمیشه! اگه میام وبت و نظر میدم یعنی نظرت رو خوندم ! پس بخون و برو !!!!
خوش حالم چند لحظه تو وب من هستین نظر یادتون نره!مرسی....